مرد

saber-مرد

با یه نگاه به همین آدمای کنارم داشتم فکر میکردم که مرد بودن هم داستانیه.

همه ی مردها ازدواج میکنند،بیشتر زن و شوهر ها بچه دار میشن،تعداد زیادیشون

طلاق میگرن.بعضی هاشون میمیرن،مهم نیست،مرگه دیگه.از بین این مرد هایی

که با زناشون زندگی میکنند عده زیادیشون حال حرف زدن رو با زنشون ندارن،

محل سگ میذارن اما محل…البته خیلی از زنها هم همینطورن،اما میخوام بگم

مردی که زن میگیره یا باید انقدر شعور داشته باشه که زنش رو نگه داره یا غلط

میکنه زن میگیره،همین امروز توی مترو که داشتم میامدم خونه یه زن و شوهر

با هم بودن با بچشون،انگار کنار هم بودن براشون زجرآور بود،زوری به هم نگاه

میکردن،نفرتشون از هم دیگرو من حس میکردم.(توی مترویی که خالیه و فقط

من هستم و این زن و شوهر نا خودآگاه نگاه متمرکز میشه،از خاله زنک بازی

بدم میاد).فکر کردم که واقعا نمونه یه مرد خوب چی میتونه باشه،با ذهن ناقص و

خستم که اون موقع داشتم به این نتیجه رسیدم که:

اگر مردی نتونه بعد از چند سال زندگی با زنش صورتش رو نقاشی کنه به درد لای

جرز دیوارم نمیخوره.غلط کرده زن گرفته،من اگه میتونستم و دستم به جایی بند بود

این مرد رو بیچاره میکردم که فقط برای رهایی از غریظش ازدواج کرده.زنهایی

که این پست رو میخونند فکر نکنند که فقط به مردها مربوط میشه،زن هم اگر نتونه

صورت همسرش رو نقاشی کنه باید بره بمیره. والا

این پست فقط در بیان عقیده ای بیان شد،نتیجه گیریش به من هیچ ربطی نداره!

عکس بالا علیرغم غیر عادی به نظر رسیدن یک عکس واقعی است و با مقداری کراپ به

این ریخت در اومده.میبخشید اگر خنده داره.


Advertisements

~ توسط صابر در اکتبر 3, 2010.

2 پاسخ to “مرد”

  1. سلام صابر جان
    خیلیها با نیت زندگی نه جنسی ازدواج میکنند ولی متاسفانه بعد از مدتی به عدم تفاهم میرسن.
    این مشکلی که نوشتی ریشه های زیادی داره و نمیشه به سادگی در موردش قضاوت کرد.
    برای پرورش ذهن و روح ما و برای یه زندگی مشترک چقدر وقت گذاشته شده و چقدر دید ما رو نسبت به مسائل باز کردن.
    چرا راه دوری بریم تو همین خانواده ها چقدر پدر و مادرا برای روشن شدن ذهن بچه هاشون در مورد ازدواج وقت میزارن. همه نصیحاتاشون اینه که درست برید و درست بیائید. این کارو بکنید و این کارو نکنید ولی در مورد ازدواج و پیامدها بعد از ازدواج و مشکلات و شیوه های مقابله با اون هیچ چیزی نمیگن.
    خدا پدر یکی از استادای دانشگاهمون رو بیامرزه که بیست دقیقه درس میداد و میگفت میخوام بقیه اش رو درس زندگی بدم. درسی که حتی پدر و مادراتونم بهتون نمی گن. واقعا چقدر حرفاش تو زندگیم راه گشا بود.
    خیلی پر چونگی کردم . ببخشید. فدای تو.

    • سلام علیرضا عزیزم
      قبول دارم که نمیشه یک طرفه به قاضی رفت،اما چیزیه که میبینم.
      وقت گذاشتن خانواده ها برای بچه هاشون کمه،شاید همون حیایی که به خاطر مسائل دینی ناشی میشه،مسائل دینی رو به هیچ وجه نفی نمیکنم،این ماییم که همیشه برداشتای غلط خودمون رو از دین داریم،من هم وقتی کلاس زبان میرفتم یکی از استادامون یک سوم کلاس درس میداد و بقیش رو راجع به روش زندگی حرف میزد،هنوزه که هنوزه بهترین استادی برام بوده که تا به حال داشتم،چون چیزهایی ازش یاد گرفتم که از صد تا زبان و اینطور درسا بیشتر به درد میخوره.
      ممنونم از حرفای خوبت
      قربانت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: