فاطمه

Saber-فاطمه

داشتم خیابون رو به طرف بالا میرفتم که یهو این دوست عزیزم رو دیدم،

تا همین دیروز اسمش رو نمیدونستم،دوربینم همراهم بود،دیدم داره از انتهای خیابون میاد.

منتظرش شدم که برسه به من،این انتظاری که میگم در حد ثانیه نیست،در حد چند دقیقست،

چون به جرات میشه گفت با سرعتی در حد نیم متر در دقیقه راه میرفت،رسید به من و منم

دوربینم رو درآوردم و ازش عکس گرفتم طبق معمول که عکس اجتماعی میگیرم منتظر

بودم یه فحشی چیزی بارم کنه،یه چیزایی میگفت اما نمیشنیدم چی میگه،رفتم جلوی صورتش

که بشنوم چی میگه،خودش صداش رو یه مقدار بلند تر کرد،یه چیزایی میگفت که الان

یادم میافته دلم براش تنگ میشه،نه تنها شاکی نبود که داشت منو دعا میکرد،میگفت ننه

ایشالا مهندس بشی،ایشالا هیچوقت مریض نشی!!باروم نمیشد که این چقدر ماهه.گقتم یه

عکس دیگه ازت بگیرم؟گفت ننه خستم،این ننه ننه گفتناش منو زنده میکرد،اینکه از ته دل

دعا میکرد کاملا حس میکردم،منم گفتم باشه،دیگه عکس نگرفتم و وایسادم باهاش صحبت کردم

گفت اسمت چیه؟گفتم صابر،گفت اسم من اسم امامه،اسم خودش رو میگفت،گفتم مگه

اسمت چیه؟گفت فاطمه زهرا،گفتم خیلی اسمت قشنگه،دوباره دستش رو برد بالا گفت ننه ایشالا

هیچوقت مریض نشی.خیلی دوست داشتنی بود،خیلی.تو اون هوا که من داشتم پوست مینداختم

اون بافتنی پوشده بود،تو تمام این لباسای دوست داشتنیش تنها چیزی که منو جذب کرد اون

سنجاق قفلی روی سینشه،خیلی بهش میاد،عین نگین میمونه،با اینکه صد در صد برای

خودش فلسفه دیگه ای داره.این بود فاطمه عزیز من.

Advertisements

~ توسط صابر در سپتامبر 22, 2010.

10 پاسخ to “فاطمه”

  1. اینجور وقتها فکر میکنم که اسم هر چی که باشه
    اصلا نمی تونه برای من اصلی برای قضاوت باشه
    که تازه
    خود قضاوت اصلا توی ساختار انسانیت جایگاهی نداره به نظرم
    این وقتها که پیرزنی رفتارش اجتماعی تر از هر روشنفکر ساختار شکنی هست که قراره جامعه رو به سمتی هدایت کنه که همه ساختار شکن باشن
    اینجور وقتها فکر می کنم
    پراگماتیسم چقدر مقدم می شه بر تیوری
    بوسس

    • اسم به هیچ عنوان نمیتونه نقشی در بدی یا خوبی کسی داشته باشه،چون اون شخص خودش در انتخاب اسمش اختیاری نداشته،
      هیچکدام ما،نه من،نه تو،در جایگاهی نیستیم که بگیم این آدم بده،اون یکی نه و بالعکس.نمیتونیم قضاوت کنیم.
      از اینکه آخرش رو به سیاست بکشونی خوشم نمیاد،چون نه این فاطمه من به سیاست ربطی داره و نه خود من.
      مرسی

  2. سلام
    قشنگ بود، ممنون

  3. بعد مدتها رفتم وبلاگ قبلی ات دیدم نقل مکان کردی . مبارکه!

    من عکساتو خیلی دوس دارم! عکس فاطمه حرف نداره ! عالبه!:)

  4. سلام صابر جان
    خیلی دعاهاشون گرم و گیراست. بیشتر از هرچیزی دعا میکنن. دعاهایی دلنشین که دوست داری همش بشنوی.
    عکس قشنگی هم ازش گرفتی. پیری و خوبی کاملا ازش پیداس.
    شاد باشی.

    • سلام عزیزم
      به خدا وقتی دعا میکرد حس میکردم همون در دم اجابت میشه،انقدر عمیق بود حسش.آره واقعا،صد بار دیگم میگفت باز هم خوب بود.
      قربانت برم،خوشحالم که عکس رو دوست داشتی.
      سلامت باشی ننه(به قول فاطمه)

  5. صابر عزیز از اینکه میبینم باز هم باانرژی مینویسی و عکس میگیری خیلی خوشحالم خیلی .

    • سلاااام،کجایید شما؟!نیستید بابا،دلمون تنگ بود واستون
      ممنونم که سر زدید،با این مشقت آدرس دهی من تو بلاگفا:)
      مرسی که هستید و احساسات زیباتون رو ابراز میکنید.
      قربان شما(گل)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: