Dial-up connection has fucked me up
•آوریل 18, 2011 • 10 دیدگاهالان چند ماهه که ADSL ام قطع شده،تو این مدت دایال آپ بلاهایی به سر من آورده
خدا میدونه تو این چند وقته چند تا بلاگ رو نتونستم بخونم،چند تا عکس رو از دست دادم،
چقدر خیلی ها ازم ناراحت شدن،پیش خودشون گفتن یه آدم خودخواه که فقط به فکر خودشه،
اما اینطور نیست،از کل اینترنت فقط یه فیسبوک رو میرسم که باز کنم،همین چند روز پیش
تو بلاگ نیما 30 دقیقه طول کشید تا کل عکسای یدونه پستش باز شد تا من بفهمم موضوع
از چه قراره،فوتوبلاگ زهرا منو آنچنان میس میکنه که اعصابم سر جاش نمیاد،انقدر طول
میکشه تا یه عکس باز بشه که من سردرد میگیرم و نوت بوکو خاموش میکنم حتی هیچ وبسایت
عکسی رو نمیتونم آنچنان دنبال کنم،و الا تصمیم داشتم دوباره بیام تو گالری برای عکسا بنویسم
که راه نمیده،باز میشه اما من اعصاب معطلیش رو ندارم،دلم واسه جزیره تنگ شده،واسه همه
هر کسی اینجا لینک داره رو من باید بخونم،یعنی الکی لینک نکردم و نظر هم بهشون میدم،یعنی
کامنت میدادم،اما الان…حتی این رو در توانم نمیبینم که بیام و بلاگم رو حال بیارم و راجع به تئاترایی
که دیدم بنویسم اما سردرد تنها عایدی دایال آپه
همینجا دست راست رو میگذارم روی قلبم و داد میزنم که:
امیدوارم روزی برسه که من ADSL دار بشم تا بتونم از دوستام با خبر باشم،
براشون تو بلاگ هاشون بنویسم،عکسهاشون رو ببینم،بهشون نزدیک تر باشم
دلم واسه جزیره تنگ شده،
نادر از سیمین
•آوریل 5, 2011 • 14 دیدگاهa simple question
•مارس 8, 2011 • 18 دیدگاه

Have you ever wanted someone so badly
That you would do anything to get them?
خودش را نشناخت
•مارس 4, 2011 • 8 دیدگاهMy head is gone
•فوریه 23, 2011 • 8 دیدگاه
همیشه همینطوریه که فکر میکنی اگر کسی رو به حال خودش بگذاری درست میشه
طرف حتی 1 درصد هم کار تو رو به حساب آدم بودنت نمیزاره،همیشه باید جنگید
هیچوقت برای کسی که باید نجنگیدم
اینجا فیلتره الان،ولی من خیلی سمجم،هرطور شده عکس رو آپلود کردم،هه
تولد سارا مبارک
•فوریه 20, 2011 • 8 دیدگاه
لنز قبلی و اولی که داشتم ردش کردم،حتی اسم هم نداشت!
به جاش سارا اومد،خیلی باحاله،دوستش دارم،سارا سایه قرمز میکشه
صداش بهم میچسبه.
این لعنتی ها همه چیرو بستن،حتی عکس هم نمیتونم بفرستم اینجا.تف بهشون



