شاهزاده اندوه

امروز رفتم نمایش «شاهزاده اندوه»
خووووووووووووووب بود،30 دقیقه زندگی کردم
افشین هاشمی ترکوند با اون مونولوگ گفتنش
این مرد دیوانست

یادمه یه بار تو دستشویی ایرانشهر دیدمش
گفتم:خوبی؟خندید سرشو انداخت پایین گفت،آره خوبم،خودش میدونه خوبه

یه جمله گفت عالی بود،این بود :
اونایی که میخندن هنوز خبر فاجعه به گوششون نرسیده.

ردیف 8 بودم صندلی 3.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

~ توسط صابر در ژوئیه 31, 2011.

10 پاسخ to “شاهزاده اندوه”

  1. ایـ ایـ ایـــــن هواکشارو خاموش کنید، صداش رو اعصابمه…
    هواکشارو خاموش کنید،
    ایـــن هواکشارو خاموش کنید…

  2. چه عکس خوبی گرفتی صابر

    • نیما جان عکس برای من نیست،کلا عکاسی از تئاتر دست یه عده ی خاصه،هرکسی نمیتونه
      هرچند هیچ علاقه ای به عکاسی تئاتر ندارم.

      ممنونم

  3. az theatre nagoo
    nagoo ke nagahan moshty gooshto khoon be divaro saghf khahad pashid

    • میفهمم چی میگی زهرا،باشه،دیگه ازش نمیگم
      خواستم اینجارو از این گرد و خاک در بیارم که نوشتم.

  4. mnzoor nabud ke nagi
    miduni hci migam dige….

    manzud in bud ke afsoos dast roo delam nazar

    • آره،کاملا میفهمم چی میگی،این دفعه اومدی ایران یه تئاتر مهمون من.
      این خط-اینم نشون :دی

  5. :)

    cant wait

    mehmun ke na, gerune theatre :)
    abmive doost daram ama, abmive bekhar khob :)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.