شاهزاده اندوه
امروز رفتم نمایش «شاهزاده اندوه»
خووووووووووووووب بود،30 دقیقه زندگی کردم
افشین هاشمی ترکوند با اون مونولوگ گفتنش
این مرد دیوانست
یادمه یه بار تو دستشویی ایرانشهر دیدمش
گفتم:خوبی؟خندید سرشو انداخت پایین گفت،آره خوبم،خودش میدونه خوبه
یه جمله گفت عالی بود،این بود :
اونایی که میخندن هنوز خبر فاجعه به گوششون نرسیده.
ردیف 8 بودم صندلی 3.


ایـ ایـ ایـــــن هواکشارو خاموش کنید، صداش رو اعصابمه…
هواکشارو خاموش کنید،
ایـــن هواکشارو خاموش کنید…
و سکـــــــــــــــــــــــــــــــــــوت.
چه عکس خوبی گرفتی صابر
نیما جان عکس برای من نیست،کلا عکاسی از تئاتر دست یه عده ی خاصه،هرکسی نمیتونه
هرچند هیچ علاقه ای به عکاسی تئاتر ندارم.
ممنونم
az theatre nagoo
nagoo ke nagahan moshty gooshto khoon be divaro saghf khahad pashid
میفهمم چی میگی زهرا،باشه،دیگه ازش نمیگم
خواستم اینجارو از این گرد و خاک در بیارم که نوشتم.
mnzoor nabud ke nagi
miduni hci migam dige….
manzud in bud ke afsoos dast roo delam nazar
آره،کاملا میفهمم چی میگی،این دفعه اومدی ایران یه تئاتر مهمون من.
این خط-اینم نشون :دی
:)
cant wait
mehmun ke na, gerune theatre :)
abmive doost daram ama, abmive bekhar khob :)
حالا بیا سر قیمتش اون موقع چونه میزنیم :D